تبليغاتX
آرمان شهر یک جهان سومی

آرمان شهر یک جهان سومی

انچه باید باشیم و نیستیم!
کوله بارم رو بستم ، دارم میرم ، از این آرمان شهر میرم ، به جای دوری که درش احساس راحتی کنم ، جایی که آزاد باشم ، جایی که دست خیلی ها به دستم نرسه ، من از خیلی ها دیه میخوام ، دیه ی شکستن قلبم رو! کسانی که قلبم رو شکستند حتی آرمان شهرم رو هم ازم گرفتن ، از این هم میگذرم ، مثل خیلی چیزهای دیگه که از دست دادم این رو هم از دست میدم ، مهم نیست ، چیزهای خیلی بزرگتری به دست آوردم که ارزش از دست دادن همه چیز رو داره!

آرمان شهر من ، ممنونم که سنگ صبورم بودی ، خداحافظ ، همین حالا ...

+نوشته شده در 90/07/06ساعت13:40توسط هانیه |